تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

کاش می شد سینه ام بشکافم

تا که شاید آتش پنهان شده در آن را

خلق بشناسند

کاش می شد قلبم را در گذرگاه تو می انداختم

شاید تپش تندش را

به هنگام گذر می دیدی

کاش می شد که به کفاره عشق

چون بودا خاکستر شد

یا چو یونس سالها در دل ماهی زیست

کاش می شد که دگر کاش نگفت

کاش...

                                                                                      

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 11:59  توسط مجید حاجی بابایی  | 

گنجی آزاد شد!!این جمله ای ساده است که همه در حال تکرار آنند.اما آیا گنجی آزاد شد؟نه! گنجی بعد از شش سال مقاومت دوران محکومیتش تمام شد.کسی او را آزاد نکرده است.او آزاد بود و آزاده.چون حصار وقتی معنی می دهد که باعث فراموشی شود اما چه هنگام در این سالها گنجی فراموش شد؟بی گمان هیچ وقت.شش سال را پشت میله های زندان گذراند و اکنون بعد از گذشت این همه سال با شور و نشاط بیشتر پیام آور آزادی و صلح است.گنجی به حق کاری بزرگ کرد در مقاومت و دلیری.او چریک بی تفنگ است.تفکرش سلاحش برای شکافتن تاریکی و سیاهی است.گنجی ستیز سپیده و گریز شب را یادآور است.پس به یاد او این سرود کوهستان را دوباره می خوانیم:

زده شعلــــه در چمــــن در شــب وطــن خون ارغوان ها

تو ای بانگ شـور افکـن تـا سحــر بــزن شعله تا کران ها

که در خون خستـه گــان دل شکسته گان آرمیـده طـوفــان

بـــه آینـــده گـــان نگـــر در زمــان نگــر بر دمیده طوفـان

قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را

کـه لبخنـد آزادی خـوشــه ی شــادی بــا سحــر بــرویــد

سرود ستـاره را مــوج چشمـــه بــا آهـــوان بــگـویــــد

ستـاره ستیــزد و شـب گــریــزد و صبـح روشــن آیــد

زند بال و پر زنـو آن کبــــوتــــر و ســوی میهــن آیـــد

گرفته تمـام شـب شاخه ای به لب سرخ و گرده افشان

پرد گرده گسترد دانــــه پــــرورد ســر زنـــد بهـــاران

قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را

کـه لبخنـد آزادی خـوشــه ی شــادی بــا سحــر بــرویــد

سرود ستـاره را مــوج چشمـــه بــا آهـــوان بگـــویــــد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 10:39  توسط مجید حاجی بابایی  | 

۲۳ اسفند ۱۳۸۴

این مقاله امروز در روزنامه اینترنتی روز آن لاین منتشر شد.

به مناسبت سالگرد ترور حجاريان

ضرورت دفاع از اصلاح طلبي


 
 
 

آنگاه
من
که بودم
جغد سکوت لانه ي تاريک درد خويش،
چنگ ز هم گسيخته زه را
يک سو نهادم
فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
گشتم ميان کوچه ي مردم
اين بانگ با لبم شرر افشان:

"آهاي!
از پشت شيشه ها به خيابان نظر کنيد!
خون را به سنگفرش ببينيد!...
اين خون صبگاه است گويي به سنگفرش
کاين گونه مي تپد دل خورشيد در قطره هاي آن..."

بادي شتابناک گذر کرد
بر خفتگان خاک،
افکند آشيانه متروک زاغ را
از شاخه ي برهنه ي انجير پير باغ
"خرشيد زنده است!
در اين شب سيا...

آهنگ پر تپش قلب خورشيد را من
روشن تر
پر خشم تر
پر ضربه تر شنيده ام از پيش...
از پشت شيشه ها به خيابان نظر کنيد
خورشيد زنده است...
[احمد شاملو]

با سلام خدمت خانم ها و آقايان حاضر در جلسه؛ خوشوقتم که در اين جمع صميمي و با شکوه چند لحظه اي در خدمت دوستان هستم. امروز در شرايطي در اينجا جمع شده ايم و از صلح سخن مي گوييم که ميهنمان در معرض تعهديدات و دشواري هاي بسياري قرار گرفته است. تهديداتي که اگر از سوي مجريان و دولتمردان درک نشود مي تواند پي آمدهاي بسياري يراي اکنون و آينده ما داشته باشد. ما در اينجا گرد آمده ايم تا از "صلح" بگوييم و خشونت را نفي کنيم.ام در چه روزي؟ در روزي که يکي از خشن ترين اتفاقات دوران اصلاحات رخ داد، و گلوله اي به قصد کشتن دکتر سعيد حجاريان توسط جواني که شايد بي گناه بود و در برنامه اي از پيش طراحي شده ماموريت اجراي آن را داشت، شليک شد. اما حجاريان زنده ماند تا هر سال در اين روز يکبار ديگر زشتي خشونت و ترور را يادآوري کنيم، تا نشان دهيم کشتن انسانها به جرم داشتن عقيده اي "دگر" جنايتي است که در قاموس انديشه بشري و اديان آسماني نمي گنجد و درهميشه تاريخ محکوم و ناپسند بوده است. در کجاي تاريخ سراغ داريد که از کشندگان صاحبان انديشه و خشونت ورزان به نيکي ياد شده باشد؟ بي کمان در هيچ مقطعي چنين نبوده و در اکنون و آينده نيز چنين نخواهد بود.

در هشت سال گذشته و در دوره نخست اصلاح طلبي ،متاسفانه وقايع ناگوار و خشونت باري رخ داد که همه آنها براي زمين گير کردن انديشه اصلاح طلبي و "اصلاحات از درون"طراحي شده بود. زنداني کردن متفکران و سياسيون، قتلهاي زنجيره اي، حمله وحشيانه به کوي دانشگاه، قطع ارتباط جريان اصلاح طلبي با اجتماع از طريق بستن کانالهاي ارتباط رسمي آنها با افکار عمومي و دهها روش ديگر بخشي از پروژهاي بود که مي خواست به جامعه اين پيام را بدهد که: "اصلاح طلبي مرده متولد شده است". اين فشارها و محدوديت ها وقتي مي توانست اهداف طراحان آنها را برآورده کند که "اصلاح طلبان" تسليم آنها گشته و بپذيرند که اصلاحات از درون جواب نمي دهد. مساله اي که به نظر من استراتژي اصلي جريانات اقتدارگرا در هشت سال دوران رياست جمهوري خاتمي بود. قتل هاي زنجيره اي براي نا اميد کردن دگر انديشان عرفي مسلک از تحولات درون زا بود؛ حمله وحشيانه به کوي دانشگاه طراحي شده بود تا دانشجويان خاتمي و حاميان او را ناتوان در تامين امنيت شان دريابند. حجاريان ترور شد تا به اصلاح طلبان هشدار داده شود که پايان پايداريتان گلوله خواهد بود تا بدين گونه در عزم آنان براي پيش رفتن خلل ايجاد کنند. اينکه آنان تا چه اندازه موفق به پي گيري اهدافشان شدند بحث مفصل تري مي طلبد و اينکه اصلاح طلبان در برابر اين فشارها چگونه رفتار کردند و آسيب شناسي آن چه مي تواند باشد نيز نيازمند مجال ديگري است. اما مايلم از زاويه اي ديگر ترور حجاريان و مراسمي که هر سال به نام نفي خشونت توسط شاخه جوانان حزب مشارکت برگزار مي شود را مورد توجه قرار دهم.

هر ساله در اين روز، جوانان مشارکت در کنار ساير اصلاح طلبان، از ضرورت نفي خشونت و تلاش براي صلح مي گويند. خوب به ياد دارم که در نخستين سالگرد 18 تير نيز بخشي از جنبش دانشجويي ايران که عضو دفتر تحکيم وحدت بودند مراسمي را به نام روز ملي نفي خشونت برگزار کردند. در مقابل خشونت و گلوله از صلح سخن گفتند. اما در همان زمان مورد اعتراض بخشي از نيروهاي به ظاهر راديکال قرار گرفتند مبني بر اينکه در حالي که دوستان ما در زندانند شما از صلح و نفي خشونت مي گوييد؟ اما به نظر مي رسد گذر زمان نشان داد که اصولي ترين رفتار براي اصلاح طلبان پافشاري بر خواسته هاي به حق خود است، بدترين ضربه به اقتدارگرايي اين بوده و است که در برابر اقدامات سرکوب گرايانه آنها آرامش خود را از دست ندهيم و بر طبل نااميدي نکوبيم تا جامعه نيز آماده حرکت و دفاع باشد. از اين منظر، اقدام جوانان مشارکت اقدامي شايسته سپاس و الگو برداري است. راز ماندگاري اصلاح طلبان تاکيد بر آرمان ها و روش هايشان در هر شرايطي است. البته نمي گويم بايد بي بو و بي خاصيت بود بلکه از روش سخن مي گويم و از اصولي که بدان معتقديم. مگر گاندي را مي توان در شمار مبارزان بزرگ تاريخ نياورد؟ اما همو هيچ گاه تن به بازي حريف نداد. اما متاسفانه بخشي از کساني که در ابتدا با اصلاح طلبان همراه بودند تا فشاري بر آنها وارد آمد و رنج و عذابي ديدند نفرت و خشمشان را در پايداري بر راهشان نشان ندادند بلکه عبور از آن و نفي آن را در سرلوحه کار خويش قرار دادند، اقدامي که عوارض زيانباري داشت و کمترين آن نااميدي جامعه از تحول بود.

اما حجاريان در نخستين اقدام ضارب خود را بخشيد و بعد هر ساله در مراسم "نفي خشونت " در سالروز ترور خود شرکت کرد. به گمانم اصلاح طلبان، چه آنان که هزينه داده اند و چه کساني که شاهد اين هزينه ها بوده اند، بايد با ديدن اين وقايع هر روز در عزم خود براي تداوم مسير اصلاح از درون استوارتر گردند و با مراسماتي اين چنين دائما به جامعه بگوييم راه اصلاحات و دموکراسي دشوار و سخت است. با ايستادگي و صبر مي توان از آن عبور کرد، زندان، فشار، ترور و صدها اقدام ديگر نبايد ما را از اصولمان که يکي از آنها نفي خشونت است دور کند.رازماندگاري ما تکيه بر اصولمان است. پس بي هيچ رودربايستي و شرمندگي به جامعه بگوييم: تنها راه براي عبور از بحران، اصلاح طلبي با تمام شعارهايش در هشت سال گذشته است. و اگر کم کاري و سستي اي نيز بوده است آن بايد رفع شود نه اصل اصلاح طلبي. زيرا نفي اصل آن خواست اقتدارگرايان است. پس به هوش باشيم که در زمين بازي آنها گرفتار نشويم و رنج ها و سختي ها ما را به عبور از خويشتن و انديشه هايمان دچار نکند که در آن صورت سرنوشت تلخي در انتظارمان خواهد بود که کمترين آنها تثبيت پايه هاي اقتدارگرايي در درون و به پابوسي بيگانگان رفتن از سوي بريده شدگان است. چنين مباد!

[سخنراني در ششمين سالگرد ترور سعيد حجاريان؛ دفتر جبهه مشارکت]

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 23:10  توسط مجید حاجی بابایی  | 

دیروز شاخه جوانان حزب مشارکت ششمین سالگرد ترور حجاریان را برگزار کرد.جلسه خوب و با شکوهی بود.در این دوران سرخوردگی حضور جمعیتی نسبتا زیاد امیدوار کننده بود.من در این جلسه سخنرانی داشتم.متن کامل آن را فردا در همین جا منتشر می کنم.گزارش ایسنا و گزارش ایلنا درباره این مراسم را بخوانید.گزارش روزنامه شرق را هم ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 23:43  توسط مجید حاجی بابایی  | 

امروز بعد از مدتها در کلاس درس حاضر شدم.به اتفاق یکی از دوستان به کلاس کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه علامه رفتم.استاد درس سرکار خانم دکتر آرین از استادان باسواد مشاوره ایران است.موضوع کلاس "فرد بودن" انسانها بود و اینکه چگونه انسانها معمولا نمی توانند شخصیت مستقل داشته باشند و تابعی از محیط یا دیگران هستند.به ویژه بحث به اختلافات زناشویی و دلایل آن کشیده شد و خانم ها و آقایان حاضر در کلاس از تجربیات خود گفتند.جالب اینجا بود که تقریبا اکثر دانشجویان به نوعی وابسته به مادرشان(به ویژه) و سایر اعضای خانواده بودند و استاد معتقد بود هر کسی باید "فرد"باشد وگرنه این امر مشکلات زیادی در زندگی زناشویی و عاطفی انسانها به وجود می آورد. و راه حل بسیاری از مشکلات خانوادگی را رفع کردن این مساله می دانست.خلاصه خیلی علاقمند شدم که تمام کلاسهای این ترم دکتر آرین را شرکت کنم و بعد از پایان رساله از سال آینده اگر امکان داشت روانشناسی را به صورت آکادمیک پی گیری کنم.خلاصه حضور در این کلاس خیلی خوب بود و غبطه خوردم که در این همه سال که دانشجو بوده ام چرا وقت آزادم را به این نوع کلاسها که هیچ هزینه ای هم ندارد نرفتم؟امیدوارم دوستان دانشجو به ویژه دانشجویان دوره کارشناسی حتما از وقتشان استفاده کنند و اگر در دانشگاه محل تحصیلشان استاد مشهوری هست در کلاس درسش حاضر شوند تا مثل امروز من پشیمان نباشند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 22:0  توسط مجید حاجی بابایی  | 

خالد مشعل در تهران


مجيد حاجي بابايي

۷ اسفند ۱۳۸۴

پيروزي حماس در انتخابات اخير فلسطين يکي از شگفتي هاي چند سال اخير خاورميانه بود و يکبار ديگر نشان داد که مردم خاورميانه در انتخاب خود نه تنها خواست قدرت هاي بزرگ را در نظر نمي گيرند بلکه با شکل گيري "هويت مقاومت" دقيقا خلاف آن عمل مي کنند. ما آنچه بعد از اين انتخاب اهميت دارد چگونگي تعامل حماس و رهبران آن با ساير دولتها است. با توجه به اين که قدرت گيري حماس نتيجه پايداري طولاني مدت است بايد ببينيم که حماس و رهبران آن در مواجهه با موقعيتهاي پيش رو چه واکنشي نشان مي دهند.

خالد مشعل به عنوان بلند پايه ترين رهبر حماس در سفر منطقه اي اخير خود نشان داد که حماس جرياني پخته است و با تشخيص شيوه هاي سياست ورزي در سپهر متحول سياست در عرصه بين المللي مي خواهد اعتماد جهانيان را به خود به عنوان جرياني مظلوم و صلح طلب جلب کند. به نظر مي رسد حماس با توجه به شرايط پيش آمده مي خواهد از "عنصر مظلوميت" به عنوان رسانه بزرگ خود در ارتباط با ملتها و افکار عمومي استفاده کند. به همين دليل ادبياتي که خالد مشعل در سفر منطقه اي خود به کار برد بسيار حساب شده بود. به ويژه مواضعي که در ترکيه و ايران گرفت حايز اهميت بسيار است. حماس جرياني است که در تقسيم بنديهاي سياسي به عنوان جرياني راديکال و تندرو شناخته مي شود. اما گويا اقتضائات سياست ورزي و حکومتداري را خوب آموخته است. در ترکيه بي هيچ پرده پوشي اعلام کرد: ترکيه الگوي حماس براي حکومت داري است. سخني که با توجه به شعارهاي قبلي حماس بسيار جالب و پرسش برانگيز است. اين رويکرد نشان مي دهد که حماس در فاز سياسي بسيار عملگرايانه رفتار خواهد و برخي از دوستان خود از جمله ايران و سوريه را غافلگير مي کند. در حالي که در شرايط فعلي نيز اين دو دولت نمي توانند چيزي بيشتر از اين از حماس بخواهند چون به ابعاد تبليغاتي اين پيروزي احتياج دارند.

حماس و رهبران آن با درک اين شرايط در ايران نيز بسيار سنجيده عمل کرد و سعي کرد تا در قامت يک حزب حاکم کاملا فلسطيني ظاهر شود و ملاحظات ميزبان را کمتر در نظر بگيرد. خالد مشعل در جمع انبوه دانشجويان ايراني که او را تشويق مي کردند بسيار زيرکانه به پرسشها پاسخ داد. وقتي از او در رابطه با مذاکره با آمريکا پرسيدند بي هيچ درنگي گفت مبارزه ما معطوف به اسرائيل است و جبهه جديدي با آمريکا باز نمي کنيم. اين استراتژي که به شدت عملگرايانه است براي دولتمردان ايران حاوي پيام آشکاري است. حماس فقط در يک جبهه مبارز مي کند: مقاومت در برابر اشغال و نه چيزي فراتر از آن. اين سياست وقتي بهتر فهميده مي شود که ما پاسخ او را به واکنش حماس در برابر حمله احتمالي اسرائيل به تاسيسات هسته اي ايران داشته ياشيم. او گفت: ما براي شما دعا مي کنيم! وباز وقتي دبير انجمن اسلامي دانشگاه تهران با لحني حماسي گفت اگر اسرائيل چنين غلطي بکند ما اسرائيل را بر سر آنها خراب مي کنيم. خالد با خنده گفت: البته در آن صورت بر سر ما هم خراب خواهد شد!!

به نظر مي رسد رهبري حماس تصميم خود را براي مصالحه با جهان بيرون گرفته و در مسير اعتماد سازي قرار دارد. در صورت ادامه اين روند پيروزي حماس تاثير جدي در مسائل خاورميانه خواهد داشت و خلاف آنچه در ابتدا تصور مي شد چريکهاي حاکم براي حفظ خود و کشورشان به جاي تخاصم و درگيري، راه گفتگو و مدارا را بر خواهند گزيد. حضور خالد مشعل در تهران و سخنان او حاوي پيامهاي مهمي بود. آيا اين پيامها شنيده خواهد شد؟ بايد منتظر آينده بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 6:57  توسط مجید حاجی بابایی  | 

حاجی بابایی عضو سابق دفتر تحکیم وحدت در گفت‌وگو با ایسکانیوز:

هدف از حملات اخیر در عراق ایجاد تفرقه و دو قطبی مذهبی است

ایسکانیوز ـ افراطیون برای ایجاد تفرقه، ناامنی، بی‌ثباتی و ایجاد جنگ‌های مذهبی در عراق برنامه‌ریزی کرده‌اند.

مجید حاجی بابایی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس سیاسی ایسکانیوز با اشاره به این مطلب تصریح کرد: با توجه به فروپاشی حکومت دیکتاتوری صدام در عراق و ایجاد خلاء قدرت در این کشور نیروهای مذهبی به ویژه شیعیان به عنوان تورهای محافظ جامعه وارد عمل شده و در بستر جامعه موفق به نقش آفرینی عمده‌ای شدندو پس از فروپاشی حکومت بعث عراق، نهادهای مذهبی به عنوان سازمان یافته‌ ترین و ریشه‌دارترین نهاد توانستند خلاءهای موجود در جامعه مدنی عراق را پر نموده و نقش بی‌بدیل خود را ایفا نمایند.
وی افزود: با توجه به پیروزی‌های اخیر شیعیان در عراق، به نظر می‌رسد که برنامه‌ای برای ایجاد جنگ مذهبی در عراق در دستور کار برخی از افراطیون و وابستگان به رژیم سابق عراق قرار دارد  تا بدین وسیله بتوانند با ناامن و بی‌ثبات کردن عراق، افکار عمومی را جهت حمایت از خود درآینده آماده کنند.
وی ضمن ابراز این مطلب که دو قطبی کردن جامعه به لحاظ مذهبی و قومی باعث دوری افکار عمومی از مفاهیمی چون حاکمیت ملت، دفاع از قانون و حقوق بشر می‌شود افزود: در چنین شرایطی زمینه برای تصمیم‌گیری عقلانی و معطوف به منافع ملی کمرنگ می‌شود به جای آن، کسانی که در شرایط عادی توانایی استقرار خود به عنوان حاکم را ندارند، فضا را در اختیار می‌گیرند.
حاجی بابایی افزود: اگردو قطبی شدن جامعه عراق را از این منظر مورد تحلیل قرار دهیم مشخص است در این شرایط گروه‌هایی که در نزد ملت عراق از جایگاه مناسبی برخوردار نیستند بتوانند جایگاهی برای خود به دست آورند.
این عضو سابق دفتر تحکیم وحدت در پاسخ به سوالی مبنی بر ایجاد سرپوش برای فراموشی اذهان عمومی از موضوع توهین به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) گفت: با قاطعیت نمی‌ توان گفت که ارتباطی بین این سلسله وقایع وجود دارد ولی در برخی از مکتب‌های سیاسی و مدیریت بحران راهکارهایی از این قبیل وجود دارد که با ایجاد سلسله بحران‌های پیاپی و پوشش یکی با دیگری، به تدریج زمینه را برای فراموشی وقایع فراهم کنند و به نظر می‌رسد که در پشت این نوع تحرکات اراده‌ای نهفته باشد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 16:10  توسط مجید حاجی بابایی  | 

امروز طبق معمول سه شنبه ها در دانشگاه تهران جلسه داشتم.در جهاددانشگاهی دانشکده ادبیات گروهی تشکیل شده با عنوان"مطالعه فلسفی فرهنگ".تعدادی از دوستان که فلسفه خوانده اند درباره چهارچوب این گروه وروش آن مطالعه و بحث می کنند.من هم در این جمع حاضرم.جلسه ساعت ۱۴ شروع می شد. قبل از شروع جلسه سری به دانشکده فنی و سخنرانی خالد مشعل زدم.رفتن در سالن همان و تا پایان سخنرانی نشستن همان.نمی دانم چرا  افرادی که صبغه چریکی و مبارز دارند را اینقدر دوست دارم ولو اینکه عرب باشند و تجربه تاریخی خوبی ملت ما از آنان نداشته باشد.اما از لحن سخنرانی و اعتماد به نفسش خیلی خوشم آمد.در بیان و چهره اش هیچگونه نگرانی ای ندیدم و بسیار زیرکانه سخن می گفت.تلاش می کرد تا در کلامش تمام جنبه ها را رعایت کند.او گفت وقتی دانشجو بوده آرزوی چنین روزی را داشته تا نیروی مقاومت شکل گیرد و در خدمت ملت فلسطین باشد و امروز چنین شده است.حماس جنبشی است که از درون جنبش دانشجویی بیرون آمده است.جنبش حماس الگوی خوبی برای سازماندهی نیروهای جوان و استفاده از آنها برای پیشبرد اهداف نسل جدید است.چیزی که متاسفانه خلاء آن امروز در میان جوانان ایرانی احساس می شود.گویی خود باوری و اعتماد به نفس از میان جوانان رخت بر بسته است.غافل از اینکه تشکیلات پیروز در ایران و کلا خاورمیانه معمولا از میانگین سنی کمی برخوردار است و فقط کمی پایداری و خودباوری نیاز دارد.

به نظرم حماس در تحولات اخیر بسیار زیرکانه عمل کرده و منافع ملت فلسطین و خود را به خوبی تشخیص داده است.در عین حالی که از مواضع اصولی خود دست برنداشته،توانسته اعتماد سایر کشورها را به خود به عنوان یک سازمان چند بعدی و به ویژه ساسی جلب کند.وقتی از او در رابطه با مذاکره با آمریکا پرسیدند بی هیچ درنگی گفت مبارزه ما معطوف به اسرائیل است و جبهه جدیدی با آمریکا باز نمی کنیم.وقتی از او درباره حمایت از ایران دربرابر حمله احتمالی اسرائیل پرسیدند گفت ما فقط برای شما دعا می کنیم.که البته کل سالن خندید.اما او زیرکانه به این پرسش پاسخ داد.وقتی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران گفت اگر اسرائیل جرات حمله داشته باشد آنجا را بر سرشان خراب می کنیم.خالد مشعل گفت البته در آن صورت بر سر ما هم خراب خواهد شد!!.خلاصه جلسه جالبی بود و بعد از مدتها از یک سخنرانی  به معنای واقعی کلمه لذت بردم.هرچند با بخش هایی از سخنان مشعل مخالفم به ویژه آنجا که وقتی دانشجویان برخی از واژگان عربی را متوجه می شدند و مترجم ترجمه نمی کرد گفت یا من فارسی صحبت می کنم یا شما عربید به شدت برآشفته شدم و می خواستم به او اعتراض کنم.ولی در مجموع جلسه خوبی بود و به نوعی روحیه امید و مقاومت را یادآوری می کرد دو عنصری که جامعه فعلی ما به شدت به آن نیازمند است.

عصر هم به جلسه جبهه دموکراسی و حقوق بشر رفتم.نمایندگان احزاب و برخی از شخصیتهای سیاسی حاضر بودند.خوشبختانه اصول کلی جبهه آماده شده و به زودی منشور آن منتشر خواهد شد.به نظرم در شرایط فعلی نیازمند نیرویی فراگیر برای دفاع از منافع ملت می باشیم.این جبهه اگر خوب عمل کند می تواند چنین نقشی را بر عهده بگیرد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 23:59  توسط مجید حاجی بابایی  | 

من از مرداب بيزارم

                        رود را دوست دارم 

                                              و عاشق دريایم

                                                                دریا مرا دریاب،دریا مرا دریاب

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 2:57  توسط مجید حاجی بابایی  |